تبليغاتX
جزیره سرگردانی -

جزیره سرگردانی

بعد از تو باز عاشقی و باز ... آه! نه!! این قصه اینجا به نام تو تمام شد

 ۱- شرجی شمال و بوی دریا ... چشمام را می بندم و نفس می کشم ...
بقیه اش دیگه مهم نیست مهم اینه که تو اینجایی و دارم نفس می کشمت ...
۲-خواهرم زنگ می زنه رسیدی؟ چهار تومن الان می ریزم به حسابت  ببر بده به مامان ...  یه چک در وجه خودم می نویسم و توی صف منتظر میشم،...
  پانزده دقیقه بعد آقای متصدی گیشه بانک ملی می گه :آقا موجودی نداره پاس بشه! می خوای برگه بزنی روش!؟ با تعجب می پرسم: یعنی میگی چک خودم رو برگشت بزنم؟
۳- وقتی چاره ای نیست باید تحمل کرد و توکل ...

+ نوشته شده در  88/04/12ساعت   توسط حمید  |